
دیروز در تهران سری به انتشارات اوحدی زدم وضعیت بسیار اسف انگیز بود پیرمرد ناشر،افسرده و ژولیده در میان کتابهایش به مانند تابلوی عاقبت نسیه فروش نشسته بود! و نای حرف زدن نداشت به روزگار رونق کتاب و کتابخوانی و و روزنامه هایی که بعضا تیراژشان حتی به چهار ملیون می رسید وقتی به اینجا سر می زدم پیرمرد را سرزنده و چابک می یافتم که کتابهای تازه انتشارش را با افتخار نشانم می داد و در میان صحبتهای مان تلفن های پی در پی درخواست کتاب و پخش، آنی مجال صحبت مان نمی داد! اما اکنون همه ی درد و رنجش، پیدا کردن راهی برای خمیر کردن و سربه نیست کردن همان کتابهاست که زمانی بدانها افتخار میکرد اما اکنون تا سقف روی هم تلنبار شده و جای نشستن را هم برای پیرمرد تنگ کرده است! یک وانت پر کرده فرستاده برای خمیر، کیلویی 400تومان!
به نقل از سایت: http://alimorady.ir/
برچسب: کتاب آیا زنان و مردان برابرند؟,آیا کتاب راز واقعیت دارد,کتاب آیا خدا وجود دارد,آیا کتاب سیاحت غرب واقعی است,کتاب آیا خدایی وجود دارد,
نویسنده: هستی مهدوی