قبل از این بخاطر تحقیقات ارزشمندی که مرادی مراغه ای که در مورد فرقه دمکرات آذربایجان انجام داده بودند به عنوان فرقه شناس به شمار می آمدند اما اخیرا کتاب جدید ایشان با عنوان: سالهای زخمی : تاریخ جنگهای ایران و روسیه که در تعدادی اندک و محدود در ایران منتشر شده برای علاقمندان به این برهه از تاریخ ایران و آذربایجان کتابی ذیقیمت و منبعی ارزشمند است. برخورداری و استفاده محقق از منابع بسیار غنی غیرایرانی اعم از روسی، انگلیسی و ترکی اسلامبولی و آذربایجانی مخصوصا اسناد آکاک موجب شده است که برای اولین بار اطلاعات گرانسنگی در این برهه از تاریخ ایران ارائه گردد که قبل از این در هیچیک از منابع تاریخی فارسی زبان وجود نداشته است...
اما شاید رقت انگیزترین فصلها ، آخرین فصل باشد که به تلاشهای بی حاصل و جانکاه شاهزاده ایرانی، عباس میرزا و قایم مقام فراهانی در دارالسلطنه تبریز جهت نوسازی ایران میپردازد دو انسان به مثابه وجدان بیدار ایرانی در آن عصر تاریک به هر دری سر می زنند پژواکی در خور نمی یابند عباس میرزا قهرمان بی نظیرتاریخ این دوره پس از تحمل زخم تحقیر حاصل از شکست و اشغال پایتختش تبریز و حتی حرم و خانواده اش که خود سرگردان در شهرهای آذربایجان مانده است تمام تخت و اسباب آلات و زر و زیور زنان را بعنوان گرو برای پرداخت غرامت به روسها تحویل می دهد تا ایران را تخلیه کنند اما دشمنان اصلی او نه روسها بلکه در درجه اول بردارانش و دربار خود فتحعلی شاه است که چنان خون در دل این شاهزاده نجیب و بی همتا جاری ساخته اند که در نامه هایی خصوصی اش بارها آرزوی مرگ می کند..با خواندن این سطور کتاب، اشک در چشم هر خواننده ایرانی حلقه می بندد. سرانجام با مرگ نابهنگام عباس میرزا و وزیر بی همتایش یعنی قایم مقام، شعله های نوسازی از بالا خاموش می گردد و ایران به اعماق تاریکی فرو می رود تا کمتر از یکصد سال بعد، آن شعله مقدس بصورت انقلاب مشروطه از پایین آغاز گردد...
برچسب:
نویسنده: هستی مهدوی