خرید بک لینک

حسنعلی میرزا شجاع السلطنه شاهزاده قاجار و پسر ششم فتحعلی شاه بود او مشکلات عدیده ای برای ایران مخصوصا برای عباس میرزا ببار آورد همیشه در فکر توطئه برای کنار زدن عباس میرزا و نشستن بر قدرت بود زمانى كه عباس ميرزا شكست خورده و در تلاش براى عقد عهدنامه تركمنچاى بود این شجاع السلطنه در تهران گروهى به دور خود جمع كرده و از فتحعلى شاه مى خواست به وى اجازه دهد تا به زور شمشير، روسها را از ايران بيرون كند...! بخاطر همین اقدامات سخیف او برای رسیدن به قدرت بود که فصل هفتم قرارداد ترکمنچای گنجانده شد که بر اساس این بند، روسها ملزم میشدند از وليعهدى عباس ميرزا و كوشش در به سلطنت رساندن وى پس از مرگ شاه حمایت کنند یعنی دادن مجوز دخالت آشکار یک کشور بیگانه در امور داخلی ایران و بعدا نیز به توپ بستن مجلس مشروطه ایران.! متاسفانه این بند بدرخواست خود عباس میرزا و برای خنثی کردن توطئه های برادرش گنجانده شده بود اما بعدها در تاریخ ایران اسباب دردسرهای فراوانی شد.

بعدا نیز همین شجاع السلطنه در توطئه قتل گريبايدوف و همرانش در سفارت روسیه در تهران دخیل بود چون میخواست جنگ سومی را با روسها آغاز کند که البته با تدابیر عباس میرزا خنثی شده و جنگی آغاز نشد...

پس از مرگ فتحعلی شاه که مسند شاهی به محمدشاه یعنی فرزند عباس میرزا می رسید باز سر و کله این شجاع السلطنه برای رسیدن به قدرت آغاز می شود در زمانیکه وليعهد محمدشاه برای نشستن بر تخت شاهی به همراه قوايى بسوى تهران حركت كردند شجاع السلطنه در تهران به برادرش ظل السطان پیوسته که ادعاى سلطنت کرده بود نيرويى به مقابله با آنان فرستاد اما در حوالى قزوين شكست خوردند. ظل السلطان چند نفراز اطرافيان خود را واسطه صلح قرار داد و آنان را نزد محمدشاه فرستاد و پيغام داد كه آذربايجان تا قزوين مال تو و بقيه ايران مال من باشد، تو در آنجا پادشاه باش و من در اينجا. محمدشاه بجاى مذاكره، بنابر مصلحت و صلاحديد قائم مقام وارد تهران شده او را دستگیر و در اردبيل و بعد در تبريز زندانى ساخت...

این شجاع السلطنه اگر چه ضربات جبران ناپذیری بر ایران زده اما یک اختراعی از او بجای مانده است! او وقتی حاکم کرمان بود دریافته بود که ترکه های نازک انار میتواند کار سیخ کباب را بکند و کباب بر سیخی که چوبش انار باشد خوشمزه تر هم میشود برای همین، پخت کباب با چوب انار را باب کرد که در کرمان به «کباب حسنی» معروف شد و حاکم، وقتی میل کباب داشت به نوکرها میگفت: «طوری کباب را بگردانید که نه سیخ بسوزه نه کباب.»

این دستور او به صورت ضرب المثل درآمد و برای بیان و توصیه میانه روی و اعتدال در کارها توسط مردم به کار میرود.

ه نقل از کانال آقای علی مرادی مراغه ای:

https://t.me/joinchat/AAAAAD87nVP8Vn5r2e_2VA

نوشته شده توسط یولداش در 11:44 | لینک ثابت •

برچسب: حکایت,سیخ,بسوزد,کباب, نویسنده: هستی مهدوی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:34

صفحه بندی