انقلاب مشروطیت در تاریخ ایران، یک نقطه عطف است اتفاق بزرگی است که تاریخ ایران را به دو قسمت تقسیم کرده است قبل از مشروطیت و بعد از مشروطت.
مهم نیست که آرمانهای وعده داده شده متحقق شد یا نه. بلکه مهم این است که لرزه بر بساط تمامی شاهانی افکنده که قبل از آن به هیچ احدی از مردم پاسخگو نبودند پس، بیخود نیست که پس از آن زلزله، تمامی شاهان در فرجام کار خود، سرانجامی دردناک داشته و آواره جهان شدند بطوریکه حتی سرانجام گوری از این خاک نیز سهم نبرده اند محمدعلی شاه، احمدشاه، رضاشاه، محمدرضاشاه...
انقلاب مشروطیت ایران، آغاز جدال و کشمکش انسانی ایرانی برای تبدیل رعیت ایرانی به شهروند ایرانی بود... عصیان بر علیه این تفکر سنتی و قرون وسطایی بوده که انسان را مهجور و دارای صغر عقلی فرض می کرده که همواره نیازمند چوپان و قیم می بوده است.
در اثر آن زلزله،کم کم رعایا تبدیل به شهروند می شدند و بر بندهای هزارساله اربابان خود می شوریدند و حتی آنها را از شهر بیرون می کردند وقتی مردم تبریز دسیسه های حاجی میرزا کریم امام جمعه را فهمیدند او را از شهر بیرون کردند به نوشته کسروی، او یکی از فئودالهای بزرگ آذربایجان و در واقع پس از ولیعهد، قدرتمندترین فرد در آذربایجان به شمار می آمد وقتی او از شهر تبریز اخراج شد مجله ملانصرالدین به طنز چنین نوشت:
«انگار مردم تبریز اندکی از صراط مستقیم مشروطیت منصرف شده اند....زیرا انبارهای امام جمعه را خالی می کنند. خان های هزار ساله را از املاک برمی کنند از پادشاه حساب و کتاب می خواهند وزرا را از فروش دلبخواه مملکت باز می دارند...!»
مشروطیت در پی بسط و تعمیق این اندیشه جدید بوده که انسان دارای حقوق طبیعی است حقوقی که انسان با زاده شدنش، دارای آن حقوق می گردد و هرقدرتی که بر فراز جامعه و انسانها شکل می گیرد وقتی مشروعیت دارد که نه از آسمان یا از خون یا از تخمه و تبار بلکه از اراده تک تک افراد و مردم آن سرچشمه گرفته باشد و بدین ترتیب مجلس اول گشوده شد...
بقول ملک الشعرای بهار...
در پناه سر زلف تو بهارستانی است
که در او هیئت دل مجلس شوری دارند
رازداران تو در انجمن سری دل
نطقی از رمز دهان تو تمنا دارند
به نقل از کانال آقای علی مرادی مراغه ای:
https://t.me/joinchat/AAAAAD87nVP8Vn5r2e_2VA