در ایران کسانی که مخالف امضای برجام توسط دولت روحانی هستند همیشه آنرا به ترکمنچای تشبیه کرده و ننگین می دانند اما آنان بیشتر متاثر از تاریخنویسی دوران پهلوی بوده و از دید آن تاریخنویسی به ترکمنچای می نگرند که باید گفت که هر دو آنها جزو افتخارات کشور بوده و در واقع حرکاتی که قبل از آنها توسط دولتمردان صورت گرفت کاری سخیف و اشتباهی فاحش بود و این دو قرارداد در واقع جبران آن اشتباهات فاحشی بود که قبل از هر دو قرارداد صورت گرفته بود...
جالب اینجاست که شباهتها و اینهمانی های عجیبی بین دو قرارداد و حرکات اشتباهی که قبل از آنها صورت گرفته و منجر به بوجود آمدن بحران گردید وجود دارد پس، گروهی که امروزه به عنوان دلواپسان شناخته شده اند در قیاس کردن آن دو کاملا محق اند! تنها در نتیجه گیری و برداشتشان دچار اشتباه هستند...
کسانی که ترکمنچای را ننگین می دانند از تاریخ و اوضاع وخیم زمان بستن قرارداد آگاه نیستند آنان به شرایط اسف انگیزی که قرارداد ترکمنچای بسته شد اصلا توجه نمی کنند آن قرار داد بین دو کشور در یک شرایط مساوی و دارای موازنه قوا بسته نشد بلکه قرارداد بین ایران بعنوان یک کشور شکست خورده و اشغال شده با یک دشمن فاتحی بنام روسیه بود که آمده بود و بر سینه و گلوی ما نشسته بود و تهدید می کرد که می خواهد به تهران حرکت کرده و تهران را فتح کند! آن قرارداد در این شرایط نوشته شده بود...
اصلا سئوال اینست اگر آن قرارداد منعقد نمی شد چه بر سر ایران می آمد؟؟؟ و همین سئوال در مورد امضای برجام نیز مهم است که اگر چنین توافقی صورت نمی گرفت چه بر سر ایران می آمد؟؟؟
در واقع آنچه از ایران مانده و چیزی بنام ایران مانده بخاطر وجود این قرارداد ترکمچای بوده است...!
بنده برای اولین بار، در کتاب خود( سالهای زخمی...) در جریان مذاکرات ترکمنچای سه نامه بسیار مهمی... آورده ام که پاسکویچ خطاب به تزار نوشته است برای اولین بار این سه نامه را از منابع روسی آورده ام که فوق العاده مهم هستند در این نامه ها ژنرال پاسکویچ از تزار خواهش می کند که به او اجازه دهد تا بطرف تهران حرکت کرده و شاه ایران یعنی فتحعلی شاه را بترساند تا مجبور گردد کل آذربایجان یعنی هر دو سوی ارس را به روسها واگذار کند پاسکویچ در نامه اش اشاره می کند که الان بهترین موقع برای این کار است...اما تزار روس مخالفت کرده و عکس العمل کشورهای اروپایی را گوشزد می کند...تزار در جواب درخواست پاسکویچ می نویسد:
«انگليسی ها فكر خواهند كرد كه ما می كوشيم در موقع مناسب سيادت خود را در آسيا مستقر سازيم و ما با همين كار، روابط دوستانه ى خويش را با دول متقدم در اروپا، سرد خواهيم كرد..».
یعنی بخاطر اینکه روابط روسیه با دول اروپایی به هم نخورد از الحاق این سوی ارس به روسیه چشم پوشیدند! حال می پرسیم که کسانی که قراداد ترکمچنای ننگین می دانند و محکوم می کنند چرا این شرایط وخیم را در زمان عقد قرارداد ترکمنچای در نظر نمی گیرند و آن قرارداد را در خلا و در فضا قضاوت می کنند؟!
البته در این میان اگر قرار هست کسی یا گروهی محکوم گردند باید در هر دو مورد، عمل کسانی نقد گردد که کشور را به چنان پرتگاهی سوق دادند در زمان قبل قرارداد ترکمنچای،متشرعین بی خبر از قدرت روس، که بر طبل جنگ و جهاد و انتقام از کفار روس کوبیدند و حتی بیچاره فتحعلی شاه را هم مجبور به آغاز جنگ کردند و سرانجام جنگ را باخته و کشور ایران در اشغال روسها درآمد که اگر درایت و کفایت بزرگمردی چون قایم مقام فراهانی نبود کشوری بنام ایران کنونی نمی ماند از این لحاظ تیم وزارت امور خارجه دولت آقای روحانی شبیه همان تیم قائم مقام فراهانی عمل کردند...
قایم مقام، به عنوان صدراعظم برجسته عباس میرزا و مغز متفکر آن دوران که برآورد دقیقی از آن اوضاع و قدرت روسها داشت در زمانی که بی خبران در جلسه سلطانیه زنجان بر طبل آغاز جنگ با روسها می کوبیند با آغاز جنگ مخالفت کرده بود و به خاطر همین مخالفتش به همدان گردیده بود و اکنون که جنگ را آغاز کرده و شکست خورده و کشور در اشغال قوای روس و غرقاب فلاکت افتاده بود دست به دامن قایم مقام شده او را از تبعیدگاهش آورده و از او می خواستند با مذاکره با روسها، آنها را از ایران خارج کند...!
چون ایران آغاز کننده جنگ بود علاوه بر جدا شدن برخی شهرهایش، باید غرامت جنگی نیز می پرداخت و عباس میرزا مجبور شده بود که کل طلاهای زنان دارالسلطنه تبریز حتی تخت خودش را نیز به عنوان تضمین غرامت دراختیار روسها بگذارد و چون در برخی مواقع پولی در بساط نبود از روسها خواهش می کردند به جای پول، غله و حتی یونجه به روسها بدهند! چون دشمن در موضع قدرت بود و سمبه اش پر زور بود و در مذاکرات نیز همچنان می تاخت و کوچکترین انعطافی به خرج نمی داد قائم مقام فراهانی،در نامه ای خصوصی به برادر خود ميرزا موسى كه از تبريز به كرمانشاه نوشته خطاب به مقصرین و آغازکنندگان جنگ می نویسد:
«خدا روى جنگجويان ايران را سياه كند كه جنگ براه انداختند و در اين ميدان نايستادند، دو سال است مرارت با ماست و باز راحت و فراغت با آنها، آه از آن قوم بى حميت و بى دين...»
در تاریخ هیچ حادثه ای عینا تکرار نمی گردد و دوبار عین هم اتفاق نمی افتد اما گاهی شباهتهای بی مانندی می تواند بین دو اتفاق وجود داشته باشد و همین شباهتهاست که تاریخ را عبرت انگیز و لذتبخش می کند...
به نقل از کانال آقای علی مرادی مراغه ای:
https://t.me/joinchat/AAAAAD87nVP8Vn5r2e_2VA