خرید بک لینک

سيدجعفر جوادزاده خلخالي كه بعداً به ميرجعفر پيشهوري معروف شد در سال1271 شمسي در روستاي «سيدلر زيوه سي» از توابع خلخال آذربايجان در يك خانوادهاي كه سيد بودند متولد شد این روستا در آن زمان حدود 550 خانوار داشته که اکثرشان نیز سید بودند امروزه در این روستا هیچکس که منصوب به خانواده پیشهxadوری باشد نمانده است پدربزرگ او کربلایی میریحیی بوده و پدرش میرجواد، از زن دوم میریحیی بوده و مادر پیشهxadوری نیز سیده سکینه بوده است به گفته ریش سفیدان روستا، میرجعفر پیشهxadوری، ابتدا تحصیلات دینی را نزد پدربزرگش کربلایی میریحیی فراگرفته و در 5سالگی خواندن و نوشتن را بلد بوده است میرجعفر پیشهxadوری فرزند ارشد بوده و دارای دو برادر بنامهای میرخلیل، میرسلیم و دو خواهر بنامهای سیدهxad جواهر(رخساره) و سیده xadصغری بوده در مورد تاریخ تولد پیشهxadوری اختلاف زیادی وجود دارد اما بنظر میرسد تاریخ دقیقxad تولدش26آگوست1892/5اردیبهشت1371باشد چرا که این تاریخ هم در استنطاق او در زندان رضاشاه و هم بعدها توسط خودش در روزنامه آژیر ذکر شده[i] همچنین خواهر او سیدهxad صغری که حدود 101 سال عمر کرده میxadگوید که تولد برادرش در 1892بوده است[ii].

پدربزرگ پیشهxadوری دستش به دهانش می رسیده و دارای مال مکنت بود اما پس از مرگش،برادران ناتنی میرجواد، میراث پدر را صاحب شده پدر پیشهxadوری را از ارث محروم ساختند و همین باعث رنجش و فقر او و در نتیجه یکی از عوامل مهاجرتش به آذربایجان شوروی گردیده در علت مهاجرت او علاوه بر اختلاف با برادران ناتنی باید به ظلم و ستم اربابان و ماموران، اوضاع ویران، هرج و مرگ، غارتگریها و دزدی های موجود در خلخال و روستاهای آن اشاره کرد که پس از ترور ناصرالدین شاه با به سلطنت رسیدن مظفرالدین شاه بیمار، گریبانگیر اکثر نقاط ایران شده بود البته میرجواد قبل از این بدون خانواده، بارها برای کار فصلی به باکو رفته بوده چرا که رعایای خلخال اکثرا پس از برداشت محصول، برای مقابله با فقر و بدبختی به جستجوی کار راهی آن سوی ارس میxadشدند بنابراین باکو در زمان مهاجرت خانواده، شهری آشنا بوده است این شهر در آن زمان علاوه بر اینxadکه 50درصد نفت دنیا را تشکیل میxadداد به عنوان مرکز علم، فرهنگ و انقلاب نیز به شمار میxadآمد[iii] و همین شرایط مساعد نقش بزرگی در پیشرفت و ترقی خانواده بازی کرد چرا که خود پیشهxadوری معلم گردیده یکی از برادرانش یعنی میرخلیل پزشکی خوانده بعدا رئیس بیمارستان مرکزی گردیده و برادر دیگرش میرسلیم نیز در لنینگراد به تحصیل پرداخته مهندسی تجهیزات صنعت آب گردید[iv]. باقروف در گزارشی که در 15 تير 1324 در مورد پیشهxadوری به سران شوروی فرستاده قید میxadکند که پیشهxadوری دو برادر تنی دارد که در شوروی زندگی میکنند که یکی از آنها در ارتش سرخ سروان رسته پزشکی است.[v]

تاریخ مهاجرت خانواده در مارس 1905اتفاق افتاده و در آستانه نوروز وارد باکو شدند سیده جواهر(رخساره)خواهر بزرگ پیشهxadوری در زمان مهاجرت خانواده به باکو( به خاطر ازدواج و ابتلا به بیماری مالاریا) در خلخال مانده و اندکی بعد خودش و خانواده اش بدنبال هم از این بیماری درگذشته xadاند[vi].

میرجعفر جوادزاده در 5سالگی تحصیلات دینی و قرآنی را در روستای خودشان،نزد میرخلیل ملای ده فرا گرفت پس از مهاجرت نیز در صابونچی به درسxadاش ادامه میدهد او در مورد علت مهاجرتش سالها بعد در بازجوييهايش در زندان رضاشاه، چنين مينويسد: پدرش میرجواد قبل از مهاجرت به باکو، در جریان نهضت مشروطیت جزو مشروطهxadخواهان بوده و در قیام تبریز در دوران 11ماهه استبداد صغیر در اردوی ستارخان بر علیه استبداد محمدعلیxadشاه جنگیده و همین،خود تاثیر زیادی بر روحیه پیشهxadوری نوجوان و سیزده ساله به جای گذاشته بود این خانواده مهاجر ابتدا در حوالی باکو در یک روستایی بنام «بلبله» واقع در شبه جزیره آبشرون ساکن شدند[vii]

آنان بعدا به قصبه صابونچی کوچ کرده در آنجا متوطن شدند پیشهxadوری نوجوان در مدرسه صابونچی دانش آموز کوشایی بوده و از آنجا که درآمد پدر کفاف خانواده پرجمعیت را نمیxadداد روزی دل به دریا زده از مدیر مدرسه درخواست کرد کاری بدو بسپارند درخواستش مورد قبول واقع شده و پیشهxadوری نوجوان بدین ترتیب در همین مدرسه مشغول به کار شد او در این مدرسه همه گونه کار انجام میxadداد: کارهای مستخدم مدرسه را انجام میxadداد، زنگ مدرسه را به صدا در میxadآورد، کلاسها را تمیز میxadکرد، دستمال به دست پنجرهxadها را پاک میxadکرد، بعضی وقتxadها پیشهxadوری 13یا 14ساله به جای معلمxadها به بچهxadها درس میxadداد[viii].

او ضمن فراشي در مدرسه روستاي بلبله، واقع در شبه جزيره آبشرون، به تحصيلات خود ادامه داده سپس در روستاي خيردالانِ همان جا به تدريس مشغول شده و بعدها وارد دارالمعلمين باكو گرديد.[ix]

در دايرة المعارف ده جلدي آذربايجان چنين آمده است:

در 1905 [1284] به همراه خانواده به باكو كوچ كرده و در بين سالهاي 17 ـ 1913 در روستاي خيردالان به معلمي پرداخت.[x]

برخی منابع اشاره میxadکنند که او در مدرسه بلدیه به تدریس عربی،فارسی و علوم اسلامی میxadپرداخته خواهرش صغرxadی xadخانم در خاطرات خود از این دوران پیشهxadوری میxadگوید«او پولهایی که از معلمی درآورده بود جمع کرده و در خیردالان دو اتاق کرایه کرده بوسیله اعلانی که به دیوارها چسسبانده بوده بچهxad های بی بضاعت کارگران ایرانی را در آن دو اتاق جمع کرده و به صورت رایگان به آنان درس میxadداد او به مدت سه سال بدین کار ادامه داد»[xi]

....



[i] . آژیر،سرگذشت من،سال اول شماره91،25آذر1322.

[ii] . ƏKRƏM RƏHiMLi (BiJE).MÜBARiZƏ BURULĞANLARINDA KEÇƏN ÖMÜR:SEYİD CƏFƏR PİŞƏVƏRİ(Həyatı və ictimai-siyasi fəaliyyəti).NURLAR.2009-BAKI.S.13.

[iii] . ƏKRƏM RƏHiMLi (BiJE).MÜBARiZƏ BURULĞANLARINDA KEÇƏN ÖMÜR:SEYİD CƏFƏR PİŞƏVƏRİ(Həyatı və ictimai-siyasi fəaliyyəti).NURLAR.2009-BAKI.S.14-16.

[iv] . ƏKRƏM RƏHiMLi (BiJE).MÜBARiZƏ BURULĞANLARINDA KEÇƏN ÖMÜR:SEYİD CƏFƏR PİŞƏVƏRİ(Həyatı və ictimai-siyasi fəaliyyəti).NURLAR.2009-BAKI. S.17.

[v] . Həsənli C.P.Günеy: Azərbaycan:Tеhran-Bakı-Moskva arasında (1939-1945)Bakı, "Diplomat" nəşriyyatı, 1998.S.201.

[vi] . ƏKRƏM RƏHiMLi (BiJE).MÜBARiZƏ BURULĞANLARINDA KEÇƏN ÖMÜR:SEYİD CƏFƏR PİŞƏVƏRİ...S.15.

[vii] . میرجعفر پیشهxadوری(جوادزاده خلخالی):سئچیلمیش اثرلری،بکوشش احمد امین زاده،تقی موسوی و حسین جدی،روزنامه آذربایجان.1965.ص6.

[viii] . ƏKRƏM RƏHiMLi (BiJE).MÜBARiZƏ BURULĞANLARINDA KEÇƏN ÖMÜR:SEYİD CƏFƏR PİŞƏVƏRİ..S.17.

[ix] . كاوه بيات، همان كتاب، ص 160.

[x] - Azerbaycan sovet Ensiklopedaiysi, baki, 1983, 7.cil. S. 542.

[xi] . ƏKRƏM RƏHiMLi (BiJE).MÜBARiZƏ BURULĞANLARINDA KEÇƏN ÖMÜR:SEYİD CƏFƏR PİŞƏVƏRİ...S,18.

نوشته شده توسط یولداش در 12:19 | لینک ثابت •

برچسب: مورد,پدر,خانواده,سیدجعفر,پیشه,وری, نویسنده: هستی مهدوی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:34

صفحه بندی