نسل عصیانگر صمد در زمانه ای میزیست که زبان ترکی و فولکلور و فرهنگ آن ممنوع و قرق شده بود. این نسل تنها یک سال در دوره حاکمیت فرقه دموکرات آذربایجان، لذت نوشتن و خواندن به زبان مادری خود را چشیده بود و پس از شکست آن و به دنبال کشتارهای قساوت بار، مجبورشان کرده بودند به همراه شاگردان مدارس دیگر، کتابهای درسی که به زبان مادری بود به آتش بسپارند.حادثه ای که صمد و حلقه او را برای همیشه داغدار زبان مادری شان ساخته بود.1
در زمان شکست فرقه دمکرات آذربایجان، صمد هشت سال داشته و کلاس اول ابتدایی بوده بچه ها را از مدارس به صف کرده و به میدان آورده تشویق می کردند در مقابل گرفتن یک آب نبات چوبی! کتابهای درسی مربوط به دوره فرقه را که به ترکی بودند به آتش بسپارند...پس بیهوده نیست که سالها بعد در 1344ش وقتی هفته نامه«مهد آزادي آدينه»،توسط صمد و دوستانش منتشر می شد به بهانه های مختلفی،همیشه بخشی از صفحات هفته نامه به ادبیات، شعر، ترانههای عامیانه، بایاتی ها، فولکلوریک و آذربایجان اختصاص داشت که میتوان از «کفش آهنی و عصای آهنی»، «اسطوره دلی دومرول»، «ددهقورقود» و غیره اشاره کرد که اکثراً توسط صمد بهرنگی و بهروز دهقانی نوشته میشد2. امری که تقریباً به خاطر ممنوعیت زبان ترکی از زمان سقوط فرقه دموکرات آذربایجان بی سابقه بود. بهروز دهقانی یار غار صمد با اسم مستعار ب. د. به صورت زیرکانه در معرفی پانتومیمِ (لال بازی) غلامحسینساعدی، در هفتهنامه گریزی بر این مسئله زده است و چنین نوشته است:
«در ایران گوهر مراد تنها کسی است که پانتومیم مینویسد...مارسل ارسو شاعر خاموش در وطنش فرانسه و همه جای دنیا که به هنر حقیقی ارزش می نهند، با زبان پانتومیم شعرهایش را میسراید و اینجا تا آنچنانی پیدا شود و محیط مناسبی ایجاد گردد باید تنها بهخواندن لالبازی اکتفا کنیم...3 »
علی¬رغم سانسور و ممنوعیتهای شدید، در گوشه و کنار و داخل صفحات این هفته نامه،برای این که کمتر به چشم بزند، با آوردن اساطیر و فولکلوریک ترکی، بایاتی ها، آوازها...این نوستالژی نسبت به زبان تحقیر شده را به نمایش میگذارد و میکوشید اسطورههای مدفون شده قومی و ملی خود را از گمنامی نجات دهد و اگر به دلیل ممنوعیت زبان ترکی امکانش نبود آن را به زبان فارسی عملی میکرد...
اما جالب است که صمد و گردانندگان هفتهنامه، علیرغم سمپاتی شدیدی که به زبان و فرهنگ بومی و قومی خود داشتند، هرگز در دایره¬ تنگ و تار پانیستی گرفتار نبودند که غیر از خود قادر به تحمل فرهنگ و حضور دیگری نباشند. به طوری که افراد متعددی از ادبا و محققین قومیتهای دیگر ایرانی که امروزه در حوزه قومی خود سرآمد هستند. پس از ارتباط با هفتهنامه، به تشویق صمد به نوشتن به زبان و فرهنگ بومی خود روی آورده اند یک پژوهشگر مهابادی که در آن زمان با هفته نامه مهد آزادی همکاری میکرد به من گفت که فکر نوشتن به زبان کردی و اساطیر و ادبیات کردی را اولین بار صمد به فکر او انداخته و قبل از این حتی به ذهنش خطور هم نمیکرده که به زبان قومی خود هم میتوان مطلب نوشت! 4
وقتی در 1342ش کتاب«مبانی دستور زبان آذربایجانی»نوشته محمدعلی فرزانه در تهران منتشر شد صمد و دوستانش از خوشحالی سر از پا نمی شناختند و انتشار این کتاب را یک حادثۀ بزرگ قلمداد کردند.5...
این کتاب در جو سنگین آنروز ، برای اولین بار با جسارت و بطور مستدل نشان می داد که زبان ترکی زبانی قانونمند و با ضابطه است...
اما متاسفانه در آن زمان به قول مارکس، شبحی در جهان در گشت و گذار بود شبح مبارزه مسلحانه و تقدیس سلاح و سیانور. این شبح بلافاصله به ایران نیز رسیده و تقریبا تمامی دوستان صمد و حلقه او را نیز با خود برد. دمدمه های جنبش چریکی، صمد در شهریور47ش به سفر بی بازگشت خود رفت و دوستان باقیمانده و حلقه هفته نامه نیز دو سال بعد به جریان توفنده ایی پیوستند که حضورش را از جنگلهای سیاهکل اعلام کرد...
بدین ترتیب آن جریان فرهنگی که با هفتهنامه«مهد آزادي آدينه» در تبریز شکل گرفته بود جای خود را به سلاح و باروت داد و صد حیف که ای کاش چنین نمی شد...!
(نوشته بالا از کتاب در آستانه انتشار اینجانب تحت عنوان:جان های شیفته ...نقل گردید)
پی نوشتها:
1.اسد بهرنگی، «برادرم صمد بهرنگی: روایت زندگی و مرگ او». ـ تبریز: نشر بهرنگ،۱٣۷٨.ص۶۱.
2.این مجموعه بعدها کامل گشت و پس از انقلاب بصورت یک کتاب تحت عنوان"افسانه های آذربایجان"منتشرشد بنگرید به:افسانه های آذربایجان،روایت صمد بهرنگی و بهروز دهقانی،تهران:روزبهان و دنیا،۱٣۵۹.
3. این مجموعه بعدها کامل گشت و پس از انقلاب بصورت یک کتاب تحت عنوان"افسانه های آذربایجان"منتشرشد بنگرید به:افسانه های آذربایجان،روایت صمد بهرنگی و بهروز دهقانی،تهران:روزبهان و دنیا،۱٣۵۹.
4.مصاحبه اینجانب با مرحوم احمد شریفی در مهاباد 1387ش.
5. فرزانه،محمدعلی،خاطرات استاد محمدعلی فرزانه،بکوشش صدیقه عدالتی، با ویراستاری س.حاتملوی.نشر اینترنتی.2006.ص436.
به نقل از کانال آقای علی مرادی مراغه ای:
https://t.me/joinchat/AAAAAD87nVP8Vn5r2e_2VA