✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
♦️رﺿﺎﺷﺎه در سفرش به ترکیه، بشدت تحت تاثیر اقدامات آتاتورک قرار گرفته و گفته بود:
«من تصور نمیکردم ترکها این اندازه ترقی کرده باشند ما خیلی عقب هستیم باید با تمام قوا مخصوصا در امور زنان پیش رویم...»
پیشرفت زنان در ترکیه از راه درست و منطقی طی شد آنها بجای به زور کشیدن چادر، از حقوق مدنی و سیاسی و حق رای زنان آغاز کردند بطوریکه در 1935م زنان ترکیه 18نماینده زن در مجلس داشتند، در حالیکه هنوز در فرانسه زنان از حضور در پارلمان محروم بودند...
در ایران گامهایی برداشته شد اما بیشتر در محدوده پوشش و ظواهر ماند.
توسل به زور، چه برای 1 و چه برای بی حجابی دو روی یک سکه اند که گاهی صحنه های خنده دار می آفریند.
داخل جمجمه مهم است که باید به بیرون بتراود...
♦️پس از بازگشت از ترکیه، 1 به نخست وزیر(ﺟﻢ) ﮔﻔﺖ:
«ﭼﺎﻗﭽﻮرﻫﺎ را ﭼﻄﻮر میشود از ﺑﻴﻦ ﺑﺮد؟ دو ﺳﺎل اﺳﺖ ﻓﻜﺮ ﻣﺮا ﻣﺸﻐﻮل ﺳﺎﺧﺘﻪ؛ در ترکیه زنها را دﻳﺪم ﻛﻪ ﭘﻴﭽﻪ و ﺣﺠﺎب را دور اﻧﺪاﺧﺘﻪ و دوشادوش ﻣﺮدﻫﺎ ﻛﺎر میکنند، ﻫﺮ ﭼﻪ زن ﭼﺎدری ﺑﻮد ﺑﺪم آﻣﺪه...»
ﺟﻢ گفت: «در اﻓﺘﺘﺎح داﻧﺸﺴﺮای ﻣﻘﺪﻣﺎتی ﺗﻬﺮان ﻋﻠﻴﺎﺣﻀﺮت ﻣﻠﻜﻪ و ﻋﻠﻴﺎﺣﻀﺮت ﺷﺎﻫﺪﺧﺖﻫﺎ و ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻧﻮان رﺟﺎل و وزراء در ﺟﺸﻦ بدون حجاب باشند»
و در ۱۷ دی ۱۳۱۴ش. رﺿﺎﺷﺎه و وزرا با همسران خودحضور یافتند، صحنه عجیبی ﺑﻮد: وزراء ﻛﻪ سالها باهمدیگر رفت آمد داشتند و هیچوقت زنان همدیگر را ندیده بودند برای اولین بار می دیدند و زنان نیز، در هیچ مراسمی با مردان نبودند، اوﻟﻴﻦ بار در ﻛﻨﺎر ﺷﻮﻫران خود نشستند، برخی زﻧﺎن ﺧﺠﺎﻟﺖزده و ﻧﮕﺮان بودند، انگار آدمهای ﻏﺮیبی بودند ﻛﻪ وارد دﻧﻴﺎی ﺟﺪﻳﺪی ﺷﺪه اﻧﺪ، برخی ﺑﺎ ﻛﻨﺠﻜﺎوی تمام ﺑﻪ ﺳﺮ و ﻟﺒﺎس ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ مینگریستند...!
♦️واکنش طبقات اجتماعی در مقابل بی حجابی متفاوت بود:
روﺷﻨﻔﻜﺮان و تحصیلکردگان موافق بودند، حتی شاعرانی چون ﻣﻠﻚاﻟﺸﻌﺮای ﺑﻬﺎر، ﻋﺎرف ﻗﺰوینی، اﻳﺮجﻣﻴﺮزا ، ﭘﺮوﻳﻦ اﻋﺘﺼﺎمی... در ستایش کشف حجاب شعر گفتند، عشقی قبلا چادر را کفن سیاه نامیده بود...
اما روﺣﺎﻧﻴﺖ، ﺗﺠﺎر، ﻛﺸﺎورزان، زﻧﺎن ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺷﻬﺮی و روستایی، طرفدار حجاب بودند، البته طبقات تهیدست، حجاب را بیشتر وسیله ای برای پوشاندن فقر و فلاکت و لباسهای پاره و مندرس خود میخواستند.
♦️اما صحنه های خنده دار و کمیکی رخ میداد:
وقتی دستور داده شد کارمندان و دولتمردان باید با زنان خود در مراسم حضور یابند، برخی از مقامات سنتی مانند مخبرالسلطنه امتناع کرد، وقتی علت را پرسیدند، گفت:
«خانمی ﻣﺠﻠﺲ آرا ندارم...»
برخی چون ﺻﺪراﻻﺷﺮف خود را به مریضی زد تا با زنش حضور پیدا نکند!
البته ایرانی جماعت همیشه کلکهایی در آستین دارند، برخی کارمندان براینکه زنان خودشان را به مراسم نیاورند، زنی بدکاره صیغه کرده با خود می بردند...!
♦️البته حکومت هم بیکار نمی نشست، مثلا ﺳﻴﻨﻤﺎﻫﺎ را ﺑﻪ ﻣﺪت ﻳﻚ ﻣﺎه ﺑﺮای بانوان بی حجاب راﻳﮕﺎن میکرد یا ﺑﻪ ﻛﺎرﻣﻨﺪان میگفت ﺣﻘﻮق ﻣﺎه آﻳﻨﺪه را ﺑﻪ زﻧﺎن آنها میپردازﻧﺪ، پس، زنان ﻣﺠﺒﻮر میشدند ﺑﺮای درﻳﺎﻓﺖ ﺣﻘﻮق شوهران، بدون حجاب ﺑﻪ ﻣﺤﻞ ﻛﺎر ﺷﻮﻫﺮاﻧﺸﺎن ﺑﺮوﻧﺪ!
♦️در حالیکه زنان ﺗﺤﺼﻴﻛﺮده مانند ﻣﺤﺘﺮم اﺳﻜﻨﺪری، ﻣﺰﻳﻦاﻟﺴﻠﻄﻨﻪ، هاجر تربیت، رفعت سخن، ﺻﺪﻳﻘﻪ دوﻟﺖآﺑﺎدی، ﻓﺨﺮ آﻓﺎق ﻓﺮﺗﺎش، ﻣﺴﺘﻮره اﻓﺸﺎر، شهناز آزاد... بشدت از کشف حجاب استقبال کردند اما زﻧﺎن ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺷﻬﺮی و بیسواد ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﻮدﻧﺪ ﺑﺴﻴﺎری، خودشان را در خانه محبوس میکردند چون ماموران رﺿﺎﺷﺎه با زور، حجاب از سر می کشیدند...
البته این زنان نیز کلکهایی سوار میکردند مثلا برخی ﺑﺎ ﭘﻮﺷﻴﺪن ﭘﺎﻟﺘﻮﻫﺎی ﻳﻘﻪدار ﺑﻠﻨﺪ و ﺑﺎ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﻛﻼههای ﮔﺸﺎد، ﺗﻤﺎم ﻣﻮی ﺳﺮ ﺧﻮد را میپوشاندند، بعضی با عینکهای دودی ﺑﺰرگ ﻛﻪ ﻗﺴﻤﺖ اﻋﻈﻢ ﭼﻬﺮه را میپوشاند به ﺧﻴﺎﺑﺎنها می آمدند!
برخی مواقع، روسری خودشان را به محض دیدن ماموران مخفی میکردند و وقتی از مامور دور می شدند بر سر میگذاردند!.
برخی مواقع که ماموران، چادر و روسری آنها را ضبط میکرد فورا پوششی ﻛﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻛﻮدﻛﺎن ﻫﻤﺮاه ﺧﻮد داﺷﺘﻨﺪ برداشته، اﺳﺘﻔﺎده میکردند!
♦️اما خنده دارتر از همه، در مسئله حمام زنان سنتی رخ داد، چون در خانه ها حمام نبود، برای رفتن به حمامهای عمومی، برخی مواقع مردان، ﻣﺎدر و ﻣﺎدرﺑﺰرگ خودشان را ﺑﻪ ﻧﻮﺑﺖ در گونی گذاشته به حمام بردند...!
روزی ﻣﺎﻣﻮری ﺟﻠﻮی مردی را گرفته، از محتوای گونی که بر دوشش انداخته بود پرسیدند، مرد گفت: داخل گونی ﭘﺴﺘﻪ اﺳﺖ و ﻣﺎﻣﻮر ﻣﻘﺪاری ﭘﺴﺘﻪ خواست و ﺷﺮوع ﻛﺮد ﺑﻪ دﺳﺖ ﻛﺸﻴﺪن ﺑﺮ ﮔﻮنی ﻛﻪ ﻗﻠﻘﻠﻚ ﻣﺎدرﺑﺰرگ داخل ﮔﻮنی، باعث خنده اش شده و مادربزرگ از گونی بیرون آمده پا به فرار گذاشت!.
البته در مواقعی هم با رشوه به ماموران مشکل حل می شد!.
❇️روزنامه اطلاعات که طرفدار کشف حجاب بوده از هر موضوع جزیی برای تبلیغ کشف حجاب استفاده میکرده مثلا در تصویر زیر در اسفند 1312ش. جوراب را بهانه کرده:
برچسب:
نویسنده: هستی مهدوی